سفارش تبلیغ
صبا
مدیر وبلاگ
 
آمار واطلاعات
بازدید امروز : 1
بازدید دیروز : 5
کل بازدید : 25382
کل یادداشتها ها : 81
خبر مایه


بنام خالق زیباترین داستانها

     بره ی بیچاره ، آزارش حتی به یک مورچه هم نرسیده بود . و نمیفهمید چه اصراری دارند به اینکه حتما باید آب بخورد ؟! . گله دار پیش از فروش ، بقدر کافی آب به شکمش بسته بود تا پروارترش کند .

     آب خورده و نخورده پایش را کشیدند ، حیوان زبان بسته از پهلو به زمین خورد . هلوپ . لابد با خودش فکر کرد که این هم یکی از همان بازیهایی ست که چوپان گاهی از سر تفنن انجام می داد . اما از کارد درک درستی نداشت ....

     پیش از این هم یکی دوباری آن را دست چوپان دیده بود اما تجربه ای اینچنینی از کارد نداشت . کارد در دست مرد ...و چشمان بره... ( از دوستان معذرت میخوام که نمیتونم یعنی دستم نمیره این قسمت رو بنویسم :(( .

     فقط اینکه آن طرف تر منقلی گُر می کشید و بشری سیخ  بدست داد میزد : آهــــــای ، سفره رو کم کم بندازید ....






طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ